یه شعر..

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم/همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم/حسرت رد شدن ثانیه های کوچک/فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم/ 

تشنه لب عمر به سر رفت و به قول سهراب/آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم....

نظرات 1 + ارسال نظر
سپیده شنبه 8 تیر 1392 ساعت 20:52

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان میخندیم
چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ میکنیم
و چه ارزان به اخمی می فروشیم لذت با هم بودن را
و چه زود دیر می شود و نمیدانیم که فردا می آید و شاید ما نباشیم...

موافقم شسدیداااا

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد